مهدی صمدانی دوشنبه 13 آبان 1398 10:54 ب.ظ نظرات ()

☘☘ با درود ☘☘ به دردآشنایان و برگزیدگان عزیز

با درود به قهرمانان گمنام، مراقبت کنندگان از بیماران فرسایش مغز

وعده کردم که در ماه نوامبر  که ماه قدردانی و احترام به گروه بی پشتیبان و تنهای مراقبین است، بیشتر برایتان بنویسم.  در این پست برایتان به راههای کمک گرفتن از دیگران خواهم پرداخت.

مراقبت از بیمار مبتلا به آلزایمر یا سایر انواع دمانس، کار یک نفر نیست. هیچ کس توان نگهداری این نوع بیماران را تا پایان، به صورت ۲۴ ساعته و هفت روز هفته ندارد. تا بخواهید متوجه شوید، آنقدر غرق در مراقبت از بیمارتان می شوید که از سایر فامیل و دوستان کناره می گیرید. آنهم در زمانی که هرچه بیشتر به آنها نیاز دارید

در ابتدا ممکن است بتوانید در مراقبت از بیمار مبتلا به دمانس و انجام سایر وظایف شخصی خودتان موفق باشید. در نهایت بیمار به کمک بیشتری برای انجام کارهای روزمره از جمله خوردن و آشامیدن، حمام رفتن، و نظافت شخصی نیاز پیدا می کند. به تدریج بار فیزیکی نگهداری از بیمار افزایش می یابد و همگام با آن، فشار عصبی بر شما تشدید می شود.

تغییرات رفتاری بیمار از جمله اظطراب، پرخاشگری، و افسردگی ممکن است توان بردباری و تحمل صبورترین و ماهرترین مراقبین را نیز به چالش بکشد. کمبود خواب، استراحت، و تفریح از یک طرف و پیشرفت بی امان بیماری با آنکه شما نهایت سعی خود را در امر مراقبت از بیمار به کار می برید، از طرف دیگر، به شدت استرس آور است. شما ممکن است به افسردگی دچار شوید. 

 

چگونه از دیگران کمک بگیریم؟

واقع گرا باشیدمراقبت از بیمارمبتلا به دمانس طاقت فرسا ست و لی ظرفیت و توان مراقب اصلی محدود است. به خاطر داشته باشید که درخواست کمک به معنی این نیست که شما خودخواه یا ناکارآمد هستید.

به احوال کمک کننده توجه کنید: از دوستی که خسته یا بیمار است تقاضای کمک نکنید. بهتر است از فرد دیگری درخواست کمک کنید یا منتظر زمان بهتری باشید.

طرف را امتحان کنیددرخواست کمک را صریح بیان کنید و انجام کار مشخصی را درخواست نمایید. همیشه فهرستی از کارهایی که باید انجام دهید با خود داشته باشید که اگر کسی پیشنهاد کمک کردن داد، بتوانید آن پیشنهاد را با یک درخواست مورد نیاز خود مطابقت دهید. ممکن است یک همسایه بتواند در مرتب کردن باغچه به شما کمک کند یا خرید از سوپر محل را برایتان انجام دهد. یک دوست ممکن است بتواند بیمار را برای پیاده روی روزانه به پارک ببرد.

به علایق دیگران توجه کنیداگر دوست یا آشنایی به پخت و پز علاقمند است از وی در امور آشپزی کمک بگیرید. همسایه ای که دوست دارد رانندگی کند می تواند شما و بیمار را به مطب دکتر برساند. نوجوانی که به کتاب خوانی علاقه دارد می تواند برای بیمار داستان بخواند.

کسی مایل نیست کمک کند شما ممکن است نگران باشید که کسی مایل نیست به شما کمک کند ولی تا وقتی درخواست کمک نکنید نخواهید فهمید که فکرتان درست است یا نه. بیشتر دوستان و فامیل مایل هستند به شما کمک کنند ولی نمی دانند شما چه کمکی نیاز دارید و یا چگونه این سوال را مطرح کنند.   

در مورد بیماری آگاه شویدهرچه بیشتر درباره بیماری، عوارض، و سیر پیشرفت آن بدانید، کمتر دچار اضطراب می شوید و مراقبت کننده مؤثرتری خواهید بود.

مراقبین دیگر را پیدا کنیدشما تنها نیستید. شما می توانید از تجربه های خود به دیگران بیاموزید و از تجربه های آنها باخبر شده و آنچه را که مناسب می دانید در مورد بیمار خود به کار بندید. تماس با دیگر مراقبین می تواند به صورت فردی، گروهی رو در رو، و یا در تالار گفتگو باشد.

به استقلال بیمار توجه کنیدمراقبت به معنی انجام تمامی کارهای بیمار نیست. با توجه به توانایی های فیزیکی و ذهنی بیمار و با به کار گرفتن وسایل و امکانات موجود، استقلال  وی را هرچه طولانی تر کنید.

به همه ی افراد کاری واگذار کنیدمراقبت از بیمار در منزل، امری خانوادگی است و تمام افراد خانواده، حتی آنهایی که در شهرهای دیگری اقامت دارند، باید احساس مسئولیت کنند. برادری که هزاران کیلومتر دورتر زندگی می کند باید حداقل هفته ای یک بار با تلفن تماس بگیرد و با خواهرش که مراقبت کننده اصلی والد اوست گفتگو کند.  یا مثلاً هر سال یک یا دوهفته، امر مراقبت از پدر خود را بر عهده بگیرد تا خواهرش بتواند به مرخصی رود. تنها کسانی اهمیت و سنگینی بار مراقبت کردن را درک می کنند که عملا و برای مدتی از عزیز خود نگهداری کنند.

کارها را تقسیم کنیدمثلاً یک نفر می تواند مسئولیت امور پزشکی بیمار را بر عهده بگیرد، با پزشکان تماس داشته باشد و داروی بیمار را مرتب و منظم به او بدهد. عضو دیگری از خانواده می تواند مسئول خرید و تهیه غذا باشد. با تقسیم کارها، هر فرد در امر به خصوصی از مراقبت دقیق می شود و آن را به نحو بهتری انجام می دهد. طبیعی است که باید یک نظم ارتباطی دقیق و مستمر بین اعضا خانواده وجود داشته باشد که از کارهای انجام شده کاملاً آگاه باشندمقاله ثبت وقایع روزانه را در وبسایت دردآشنا مطالعه کنید: http://dardashna.ir/?p=1040

ارتباط و مراوده نزدیک داشته باشیدبا سایر افراد فامیل و دوستان صمیمی ارتباط مستمر داشته باشید و راجع به بیمار، پیشرفت بیماری، اقدامات انجام شده، حال و هوای روحی و فیزیکی خودتان، و غیره صحبت کنید. اگر شما در این باره صحبت نکنید، سایرین در تاریکی خواهند بود و ممکن است بر این باور باشند که همه چیز تحت کنترل شماست

متن کامل این مقاله را در وبسایت دردآشنا در این آدرس مطالعه کنید:  http://dardashna.ir/?p=1553


به دنبال انتشار مطلب فوق عده‌ای از اعضا تالار گفتگو اظهار داشتند که دریافت کمک از دوستان و فامیل امکان ندارد. و در زیر متن پاسخ من را مطالعه خواهید کرد: 

سلام و درود فراوان. از همه دوستان عزیز که نوشته دیروز مرا خوانده و اظهار نظر کردند بی نهایت سپاسگزارم. پاره ای اوقات که مطلبی می فرستم و عکس العملی نمی بینم، شک می کنم که آیا کسی مطلب را خوانده است یا خیر. تقاضا می کنم پس از خواندن مطالب نظر خودتان را، موافق یا مخالف ابراز بفرمایید. هم به من انرژی می دهد که ادامه بدهم هم ارشاد می شوم که چه مطالبی بیشتر مورد توجه شما عزیزان است.


در باره مشکلات کمک گرفتن، کاملا درد شما را می فهمم و احساس می کنم. در یکی از مقالات دقیقا به این مطلب اشاره کرده ام. نوشته ام که دیگران، فامیل، آشنایان، و دوستان به دلایل مختلف شما را ترک می کنند. تعداد کسانی که در تماس با شما باقی می مانند، از انگشتان دست کمتر خواهد بود. 


نوشته ام که قدر این جواهر ها را بدانید، تماستان را با آنها قطع نکنید، از حال خودتان آگاهشان کنید، و از آنها کمک بخواهید. من به دو تا از این جواهر ها که در زندگی ما هستند اشاره می کنم.


یکی دوستی است که با هم دانشگاه رفتیم، در یک کلاس درس خواندیم، در یک شبانه روزی زندگی کردیم و پس از فراغت از تحصیل در یک شرکت کار کردیم. در اوائل شروع بیماری همسرم ما چندین مرتبه به دلایل مختلف گذارمان به تهران افتاد. هر دفعه این دوست عزیز من بدون درخواست من در فرودگاه حاضر بود. آمده بود به ما کمک کند. این رفتار و دوستی قیمت ندارد. همه ساله زحمت سفر را به خود هموار می کنند و به کرمان به ملاقات ما می آیند.


همسایه ما در کرمان یک پزشک عمومی است. من ظرف ۱۵ سال گذشته که به کرمان آمده ایم،‌تنها پزشک ما در کرمان ایشان است. هر وقت مشکلی برای همسرم پیش آمده، فقط یک تلفن لازم بوده است. یا مشاوره با تلفن یا درخواست ویزیت در منزل مثلا برای گوش کردن به صدای سینه همسرم و اطمینان از پاک بودن ریه ها. این هم قیمت ندارد.


اما  با فامیل و نزدیکان که به ما توجه نمی کنند چگونه برخورد کنیم. در این باره بیشتر در این ماه نوامبر که به شما تعلق دارد خواهم نوشت. شما باید یک بررسی کلی انجام بدهید. فامیل بلافصل وظیفه دارند کمک کنند چه از نظر فیزیکی، چه مالی، و جه احساسی. شما آنها را خوب می شناسید. بعضی نبودنشان بهتر از بودن است. زخم زبان می زنند، ایراد می گیرند، و درکارها دخالت بیجا می کنند. آنها را به حال خود بگذارید. دسته دیگر کسانی هستند که از مشکلات آگاه نیستند. آنها را باید آموزش داد، ازشان مسئولیت خواست، نگهداری عزیزتان را برای زمانهای کوتاه به آنها سپرد و خلاصه اینکه راهنمایی کرد که وارد گود شوند. اگر شما ازشان نخواهید و پافشاری نکنید، خیالشان راحت است که اوضاع تحت کنترل است. 


در فامیل دورتر هم ممکن است چنین جواهرهایی داشته باشید. باید جستحو کنید، صیقل شان بزنید، و آنها را  به کار بگیرید.


در ضمن، سطح توقعتان را پایین بیاورید و اگر فکر کردید فلانی جواهر است و سراغش رفتید و بدل بود، زیاد به دل نگیرید. مراقبت کردن یک کار سخت و تنهاست. هرچندتا جواهر که اطرافتان باشد باز هم تنها هستید.


یادآوری به دردآشنایانی که در تهران زندگی می کنند و عضو گروه برگزیدگان نیستند. گروه برگزیدگان به تنهایی و آرامش و اینگونه مشکلات مراقبین توجه دارد. برنامه های دورهمی دارند. همین امروز به بازدیدباغ گیاه شناسی رفتند و مراقبینی که امکان داشتند عزیزانشان را هم همراه داشتند. خانم علوی مدیر گروه برگزیدگان هستند و در گروه دردآشنا حضور دارند. در صورت تمایل از ایشان بخواهید شما را عضو کنند.