مهدی صمدانی چهارشنبه 20 تیر 1397 03:52 ب.ظ نظرات ()


پرسش زیر توسط مراقبی در وبلاگ دردآشنا مطرح شده بود:

با عرض سلام و ادب و احترام
خواهرمن از سال90 شروع بیماری اش بوده ، ایشان دبیر ادبیات و فرد کاملا با اطلاع کتاب خوان ، بالاخرخ دچار شک شده ، یک تصادف هم داشته، حال فعلی ایشان خمیده خمیده راه می رود ما فکر کردیم بخاطر قرص هاری پریدل که هر روز داده میشود باشد پزشک ایشان گفتند یواش یواش قطع کنید اما مراقبین فکر میکنند اگر قطع کنند دوباره بیقراری ایشان شروع میشود. غذا کم میدهند که چاق نشه ، داروها را نیمخورد می کوبند در غذایش می ریزن ، الان خیلی خمیده و دولا دولا راه میرود ما نمی دانیم چکارکنیم اگر به پزشک چشم هم ببریم چطور با پزشک ارتباط برقرار کنه اون که اصلا همکاری نمی کنه. ما را راهنمایی کنید.
با تشکر

ببخشید سن زهرا خانم 64 ساله هست از سال 90 شروع بیماری خفیف تا الان که فکر کنم جزو دمانس پیشرفته باشد. اصلا حرف نمی زند حرفهای مارا تکرار می کنه 
می خواد صحبت کنه نمی تواند یواش یواش حرف می زند ما نمی فهمیم همش می خواد یک چیزی بگه.


پاسخ دردآشنا:

متاسفم که بیماری خواهرتان پیشرفت کرده است. کاش راهی برای جلوگیری از آن وجود داشت. شما در مورد نوع دمانس خواهرتان نفرمودید. همچنین آیا دچار بی اختیاری هستند یا خیر.

چند موضوع را مطرح فرمودید.

در مورد قطع دارو، اگر پزشک هم تایید کرده است، شما باید به آرامی دارو را قطع کنید. مثلا اگر دوز مصرفی بیمار ۱۰۰ میلی گرم است، در هفته اول ۲۵ میلی گرم از آن کم کنید. حالات بیمار را تحت نظر داشته باشید. اگر مشکلی پیش نیامد، هفته بعد ۲۵ میلی گرم بعد را قطع نمایید. به همین ترتیب ادامه دهید تا کلا قطع شود. یکی از عوارض مصرف هالوپریدول سرگیجه و عدم تعادل است. خواهرتان ممکن است به این دلیل خمیده راه می روند. اگر قطع دارو باعث برگشت بیقراری شد، می توانید قطع کردن را متوقف نمایید. دارو هر چه کمتر بهتر. ولی در صورت نیاز باید مصرف شود. 

در مورد چاقی، باور من بر این است که بیمار را از محدود لذات زندگی نباید محروم کرد. منظورم این نیست که بی رویه اجازه بدهید زیاده روی کنند. همسر من با توجه به نوع بیماریش تمایل فراوان به شیرینی داشت. ما هر روز یک پرس شیرینی همراه با چای بعد از ظهر به او می دادیم. ولی جعبه شیرینی را جلوی او نمی گذاشتیم. اگر هم مهمان داشتیم، ظرف شیرینی را پس از تعارف به آنها از روی میز بر می داشتیم.

۷ سال سابقه بیماری ممکن است دمانس پیشرفته باشد. شاید هم در مرحله دوم باشند چون غذا می خورند، حرفهای شما را تکرار می کنند، خمیده راه می روند و سعی می کنند با شما ارتباط بر قرار کنند. همسر من که در مرحله پیشرفته است، راه نمی رود، حرف نمیزند، برای همه کارهای روزانه بما وابسته است، و کنترل ادرار و دفع ندارد. 

در مورد چشم پزشک اگر همکاری نمی کنند، بردنشان شاید بی نتیجه باشد. همسر من عینک می زدند ولی ظرف ۸ سال گذشته ما به چشم پزشک برای نمره کردن چشم مراجعه نکرده ایم. البته اگر بیماری چشمی بروز کند حتما به چشم پزشک مراجعه می کنیم.

از خلال صحبت شما نگرانی دیگری هم درک می کنم. شما بنظر می رسد مراقب اصلی خواهرتان نیستید و شاید همسر ایشان و فرزندان از ایشان مراقبت می کنند. دخالت شما در امر مراقبت از خواهرتان امری ظریف و محتاج بررسی همه جوانب است. اگر وقت دارید، مقاله های مربوط به مراقبت از مراقب در وبسایت دردآشنا را مطالعه بفرمایید. از مقاله «راههای کمک رسانی به یاور اصلی بیمار» در آدرس زیر شروع نمایید:  http://dardashna.ir/?p=1585

موفق باشید.