منوی اصلی
تالار گفتگو برای تبادل افکار و تجربیات مراقبین فرسایش مغز(دمانس)
شما تنها نیستید. مراقبین فرسایش مغز را پیدا کنید و از تجربیات یکدیگر استفاده کنید.
  • مهدی صمدانی دوشنبه 21 آبان 1397 04:48 ب.ظ نظرات ()

    پرسش و پاسخ زیر چندی قبل در تالار گفتگوی دردآشنا مطرح شده بود. 

    دوست عزیزی پس از خواندن پاسخ من، باز هم بیان داشتند که نتوانسته اند با بکار بردن توضیحات من، مادرشان را بنشانند. این موضوع مر بر آن داشت تا کلیپی را که وعده کرده بودم، تهیه نموده و برای شما عزیزان به اشتراک بگزارم. 

    لطفا پرسش و پاسخ زیر را بدقت مطالعه نموده سپس برای دیدن کلیپ آن، از لینک زیر استفاده فرمایید.


    پرسش یک دردآشنا 

    #مقاومت_بیمار

    سلام دوست عزیز سال نو تون مبارک
    دقیقا همسر م هم تموم خصوصیاتی رو که ذکر کردید دارن ود ر نشتن مقاومت می کنن من دستش رو می گیرم می نشینم واون هم همین کار می کنه بعضی اوقات چندین بار این کار رو می کنم تا بنشینه من احساس می کنم می ترسه فکر می کنه داره می افته که مقاومت می کنه


    پاسخ 

    Mehdi Samadani, [05.04.18 23:49]

    من به سه دلیل برای انصراف از نشستن برخورد کرده ام.

    اول در مورد بعضی عزیزان انرژی بی انتها و نوعی بیش فعالی است که در پاره ای اوقات ماهها طول می کشد. در این دوران بیمار خسته نمی شود و در طول شبانه روز حتی تا ۲۰ ساعت سر پا و فعال است. را رفتن در پارک، قدم زدن داخل منزل، بیرون بردن سگ، و امثال آن. طبیعی است که این مشکل بیشتر در مرحله اول بیماری بروز می کند.

    دوم یک نوع بیقراری و نگرانی در فکر بیمار وجود دارد و او با سر پا بودن می خواهد آمادگی خود را برای مقابله با آن حفظ کند. پیدا کردن دلیل شاید آسان نباشد ولی با دقت لازم و تغییرات کوچک در روتین زندگی شاید بتوانید به آن پی ببرید و در رفع آن بکوشید. معمولا پرسش از بیمار، جر وبحث، و استفاده از زور مشکل را بزرگتر و پیچیده تر می کند.

    سوم مسئله نشستن است. من با برداشت خانم ...... موافقم. بیمار ممکن است از نشستن بترسد. اگر احساس می کنید چنین دلیلی وجود دارد شاید نشاندنشان به طریق زیر کمک کند. ویدیویی در دست تهیه دارم که امیدوارم این را در عمل بهتر نشان دهد:


    1- از صندلی استفاده کنید که بلند باشد که نشست و برخاست از آن آسان باشد مانند صندلی نهار خوری بجای مبل راحتی.
    2- دست غالب بیمار را در دست بگیرید (معمولا دست راستشان) و با دست دیگر روی پشتشان، ایشان را بسمت صندلی به آرامی هدایت کنید.
    3- به صندلی که رسیدید ۱۸۰ درجه به آرامی بچرخید تا پشت بیمار به صندلی باشد.
    4- اگر لازم است به آرامی بیمار را بطرف عقب ببرید تا پشت ساق پا یا زانو با صندلی تماس پیدا کند.
    5- دستهایتان را دور کمر بیمار حلقه کنید (او را در بغل بگیرید) چند لحظه صبر کنید تا احساس آرامش بکنند.
    6- زانوهای خود را روبرو و چسبیده به زانوی بیمار نگهدارید.
    7ـ کمی به جلو خم شوید و تماس زانوها را قطع نکنید. 
    8- بیمار را به آرامی در صندلی قرار دهید و چند لحظه در همین حالت باقی بمانید تا بیمار احساس آرامش کند. 
    9- به آرامی بیمار را رها کنید. 
    10- یادتان باشد در تمام مدت کلمات آرامش بخش در گوش او بگویید، ترانه مورد علاقه اش را بخوانید، یا به هر طریق که می دانید آرامش ایجاد کنید.

    موفق باشید.


    لینک دسترسی به کلیپ: 

    https://www.aparat.com/v/9Zn0w



    آخرین ویرایش: دوشنبه 21 آبان 1397 07:39 ب.ظ
    ارسال دیدگاه
  • مهدی صمدانی چهارشنبه 20 تیر 1397 04:52 ب.ظ نظرات ()


    پرسش زیر توسط مراقبی در وبلاگ دردآشنا مطرح شده بود:

    با عرض سلام و ادب و احترام
    خواهرمن از سال90 شروع بیماری اش بوده ، ایشان دبیر ادبیات و فرد کاملا با اطلاع کتاب خوان ، بالاخرخ دچار شک شده ، یک تصادف هم داشته، حال فعلی ایشان خمیده خمیده راه می رود ما فکر کردیم بخاطر قرص هاری پریدل که هر روز داده میشود باشد پزشک ایشان گفتند یواش یواش قطع کنید اما مراقبین فکر میکنند اگر قطع کنند دوباره بیقراری ایشان شروع میشود. غذا کم میدهند که چاق نشه ، داروها را نیمخورد می کوبند در غذایش می ریزن ، الان خیلی خمیده و دولا دولا راه میرود ما نمی دانیم چکارکنیم اگر به پزشک چشم هم ببریم چطور با پزشک ارتباط برقرار کنه اون که اصلا همکاری نمی کنه. ما را راهنمایی کنید.
    با تشکر

    ببخشید سن زهرا خانم 64 ساله هست از سال 90 شروع بیماری خفیف تا الان که فکر کنم جزو دمانس پیشرفته باشد. اصلا حرف نمی زند حرفهای مارا تکرار می کنه 
    می خواد صحبت کنه نمی تواند یواش یواش حرف می زند ما نمی فهمیم همش می خواد یک چیزی بگه.


    پاسخ دردآشنا:

    متاسفم که بیماری خواهرتان پیشرفت کرده است. کاش راهی برای جلوگیری از آن وجود داشت. شما در مورد نوع دمانس خواهرتان نفرمودید. همچنین آیا دچار بی اختیاری هستند یا خیر.

    چند موضوع را مطرح فرمودید.

    در مورد قطع دارو، اگر پزشک هم تایید کرده است، شما باید به آرامی دارو را قطع کنید. مثلا اگر دوز مصرفی بیمار ۱۰۰ میلی گرم است، در هفته اول ۲۵ میلی گرم از آن کم کنید. حالات بیمار را تحت نظر داشته باشید. اگر مشکلی پیش نیامد، هفته بعد ۲۵ میلی گرم بعد را قطع نمایید. به همین ترتیب ادامه دهید تا کلا قطع شود. یکی از عوارض مصرف هالوپریدول سرگیجه و عدم تعادل است. خواهرتان ممکن است به این دلیل خمیده راه می روند. اگر قطع دارو باعث برگشت بیقراری شد، می توانید قطع کردن را متوقف نمایید. دارو هر چه کمتر بهتر. ولی در صورت نیاز باید مصرف شود. 

    در مورد چاقی، باور من بر این است که بیمار را از محدود لذات زندگی نباید محروم کرد. منظورم این نیست که بی رویه اجازه بدهید زیاده روی کنند. همسر من با توجه به نوع بیماریش تمایل فراوان به شیرینی داشت. ما هر روز یک پرس شیرینی همراه با چای بعد از ظهر به او می دادیم. ولی جعبه شیرینی را جلوی او نمی گذاشتیم. اگر هم مهمان داشتیم، ظرف شیرینی را پس از تعارف به آنها از روی میز بر می داشتیم.

    ۷ سال سابقه بیماری ممکن است دمانس پیشرفته باشد. شاید هم در مرحله دوم باشند چون غذا می خورند، حرفهای شما را تکرار می کنند، خمیده راه می روند و سعی می کنند با شما ارتباط بر قرار کنند. همسر من که در مرحله پیشرفته است، راه نمی رود، حرف نمیزند، برای همه کارهای روزانه بما وابسته است، و کنترل ادرار و دفع ندارد. 

    در مورد چشم پزشک اگر همکاری نمی کنند، بردنشان شاید بی نتیجه باشد. همسر من عینک می زدند ولی ظرف ۸ سال گذشته ما به چشم پزشک برای نمره کردن چشم مراجعه نکرده ایم. البته اگر بیماری چشمی بروز کند حتما به چشم پزشک مراجعه می کنیم.

    از خلال صحبت شما نگرانی دیگری هم درک می کنم. شما بنظر می رسد مراقب اصلی خواهرتان نیستید و شاید همسر ایشان و فرزندان از ایشان مراقبت می کنند. دخالت شما در امر مراقبت از خواهرتان امری ظریف و محتاج بررسی همه جوانب است. اگر وقت دارید، مقاله های مربوط به مراقبت از مراقب در وبسایت دردآشنا را مطالعه بفرمایید. از مقاله «راههای کمک رسانی به یاور اصلی بیمار» در آدرس زیر شروع نمایید:  http://dardashna.ir/?p=1585

    موفق باشید.

     
      
    آخرین ویرایش: پنجشنبه 22 شهریور 1397 11:16 ب.ظ
    ارسال دیدگاه
  • مهدی صمدانی چهارشنبه 13 تیر 1397 07:26 ب.ظ نظرات ()
    با درود به برگزیدگان و دردآشنایان عزیز،

    در باره تداخل دارویی و عوارض بیشمار آن صحبت کردیم. به شما توصیه کردم در زمان تجویز دارو باید بدانید: 
    • دارو به چه دلیل تجویز شده است؟
    • باید منتظر چه عوارضی باشید؟
    • اگر حال بیمار بد شد چه بکنید؟
    • آیا احتمال تداخل دارویی با سایر داروهای مصرفی وجود دارد؟  
    و به این بسنده نکنید. خودتان در وب سایتهای دارویی در این باره جستجو نمایید و صد در صد با اطمینان و آگاهی کامل مصرف دارو را شروع نمایید.

    شاهدی از غیب رسید. امروز کلیپ خبری پیوست را دیدم.  خانم بتی والوورک ۸۵ ساله که برایش تشخیص بیماری آلزایمر داده و گواهینامه رانندگی او را لغو کرده بودند، با جستجو در اینترنت به این نتیجه رسید که حالات و عوارض او در اثر مصرف داروهای مختلف و تداخل آنها صورت گرفته است. با قطع یا تغییر داروها، بتی دیگر بیمار آلزایمر نیست و گواهینامه رانندگیش را به او پس داده اند.

    برای خواندن خبر و مشاهده این کلیپ کوتاه:
    آخرین ویرایش: پنجشنبه 22 شهریور 1397 11:18 ب.ظ
    ارسال دیدگاه
  • مهدی صمدانی سه شنبه 12 تیر 1397 04:09 ب.ظ نظرات ()
    با درود به مراقبین عزیز،

    پرسش زیر توسط کسی از شما عزیزان در وبلاگ دردآشنا پست شده بود:





    بیمار
    سه شنبه 12 تیر 97 08:49
    http://dardashna
    با عرض سلام و احترام

    بیمار ما چند وقته دولا دولا راه میره علت را نمی دانیم

    لطفا از تجربیاتتان برای ما هم عنوان کنید



    پاسخ دردآشنا:


    با سلام،

    اگر شما کمی بیشتر را جع به عزیزتان، مثلا چند سال است مبتلا شده اند، نوع 

    فرسایش مغز ایشان چیست، و غیره توضیح بیشتری داده بودید، بهتر می توانستم 

    پرسش شما را پاسخ دهم. بهر صورت نظر خودم را تقدیم می دارم:


    بنظر من دو عامل می تواند موثر باشد. اول مسئله تعادل بیمار است. ایشان شاید 

    احساس می کنند که تعادلشان کم شده و با خم شدن می خواهند اطمینان بیشتری 

    داشته باشند. 

    دلیل دوم کوچک شدن حوزه دید پیرامونی بیمار است. آنرا به تفصیل در مقاله حواس 

    پنجگانه در وبسایت دردآشنا شرح داده ام http://dardashna.ir/?p=2906

    بیمار برای دیدن جلوی پای خود، بدلیل اینکه دید پیرامونیش ضعیف شده است مجبور 

    است دو لا شود تا ببیند پایش را کجا می گذارد. شاید هم نیاز به عینک داشته باشند.

    اگر جواب کافی نیست، خواهش می کنم پرسش خودتان را بازتر کنید و کمی بیشتر 

    توضیح دهید. شاید سایر مراقبین هم در اینمورد اظهار نظر بفرمایند.
    آخرین ویرایش: پنجشنبه 22 شهریور 1397 11:19 ب.ظ
    ارسال دیدگاه
  • مهدی صمدانی جمعه 8 تیر 1397 10:52 ب.ظ نظرات ()

    با درود به دردآشنایان و برگزیدگان عزیز،


    در بلاگهای قبل از مجموعه فرسایش مغز و مداخلات دارویی یادآوری کردم که به 

    آمارهای ارائه شده توسط سازمانهای ذیربط اعتماد زیادی ندارم. در این نوشته در 

    نظر دارم بعضی آمار منتشر شده را در اختیارتان گذاشته و قضاوت نهایی را بعهده 

    شما بگذارم.

    آمار مستند ارائه شده توسط سازمانهای ذیربط

    سازمان یا انجمن

    مربوط به

    تعداد و سال

    تعداد و سال

    سرعت افزایش

    سازمان بهداشت جهانی WHO

    دمانس - جهان

    ۳۵۶۰۰   هزار، ۲۰۱۰

    ۱۱۵۴۰۰   هزار، ۲۰۵۰

    هر ۴ ثانیه

    بیماری آلزایمر جهانی ADI

    دمانس - جهان

    ۳۰۰۰۰ هزار، ۲۰۰۸

    ۱۰۰۰۰۰ هزار، ۲۰۵۰

    هر ۷ ثانیه

    انجمن آلزایمر ایران

    دمانس - جهان

    ۵۰۰۰۰   هزار، ۲۰۱۷

    ۸۵۰۰۰ هزار، ۲۰۵۰

    هر ۳ ثانیه

    انجمن آلزایمر آمریکا

    آلزایمر - آمریکا

    ۵۷۰۰ هزار، ۲۰۱۷

    ۱۴۰۰۰ هزار، ۲۰۵۰

    هر ۶۵ ثانیه

    انجمن آلزایمر ایران

    آلزایمر - ایران

    ۷۰۰ هزار، ۲۰۱۷

    ؟؟؟

    هر ۶۹۰ ثانیه

     

      همانطور که ملاحظه می فرمایید آمار یکدست نیستند و بر اساس مطالعات مقطعی و 

    محدود در کشورهای صنعتی و پیشرفته تخمین زده شده اند. علاوه بر آن، نمونه آماری 

    انتخابی، تیمهای بررسی کننده، و مدلهای استفاده شده برای تخمین زدن، در نتیجه آمار 

    بدست آمده تاثیر دارند.


    در کشورهای جهان سوم، آمار بسیار بالاتر از مقادیر ذکر شده برای کشورهای پیشرفته

    و میانگین جهانی است. دلایل این امر فراوانند. مثلاً عدم انجام بررسی های آماری در 

    کشورهای در حال رشد، دیر مراجعه کردن بیمار به پزشک، پنهان کردن بیماری از 

    دیگران (عیب دانستن آن)، و اکراه پزشکان از بیان تشخیص دمانس برای بیماران

     خود (عدم اطمینان از صحت تشخیص و سنگینی بار مالی و روانی اینگونه 

    تشخیص ها برای خانواده ها) از آن جمله اند.


    علاوه بر این، آمار فوت در اثر فرسایش مغز اصولاً قابل اعتماد نیستند. اکثر عزیزان ما 

    بدلایل بیماریهای جنبی مانند ایست قلبی، از کارافتادن کلیه ها در اثر دیابت، انواع 

    عفونت ها مانند عفونت ریه و یا مجاری ادرار، افتادن و صدمه دیدن، و مانند آن از 

    دست می روند. بندرت علت فوت در شناسنامه بیماران، فرسایش مغز ذکر می شود.

    نتیجه جنبی این بررسی آماری، مخصوصا در کشورهای در حال رشد، این است که 

    خطر سونامی ابتلا به فرسایش مغز بسیار بزرگتر از آن است که آمار موجود بیان 

    می کنند و در نتیجه اقدامات انجام شده آمادگی برای این سونامی، حتی بر اساس

    آمار فعلی بسیار ناکافی است.   

    آخرین ویرایش: پنجشنبه 22 شهریور 1397 11:21 ب.ظ
    ارسال دیدگاه
  • مهدی صمدانی چهارشنبه 6 تیر 1397 10:06 ب.ظ نظرات ()

    با درود به درددآشنایان و برگزیدگان عزیز،


    درمورد فرسایش مغز و مداخلات دارویی تا کنون سه مطلب جدا گانه را در روزهای ۳۱ 

    خرداد و اول و دوم تیرماه در وبلاگ دردآشنا پست کرده ام. هدف سه نوشته فوق 

    بشرح زیر است:

    ·      مقاله اول به تعاریف کلی واژگان مورد استفاده برای این بیماریها و به بیان اینکه آلزایمر یک نوع فرسایش مغز شایع است ولی هر نوع فرسایش مغز آلزایمر نیست پرداختم.

    ·      در مقاله دوم به تشریح مختصر چهار نوع از شایع ترین انواع بیماریهای فرسایش مغز، علائم و عوارض، و فرقهای بین آنها توجه کردیم.

    ·      مقاله سوم در حقیقت پرسش و پاسخی از آرشیو دردآشنا بود که ارتباط نزدیکی با مطالب مطرح شده در دو پست گذشته داشت و آنرا برای روشن تر کردن مطلب انتخاب کرده بودم.


    هدف این بلاگ، تشریح مختصر داروهای متداول برای مبتلایان به بیماری آلزایمر 

    است. تا امروز دارویی که بتواند سیر پیشرفت تخریب سلولهای عصبی مغز را در 

    بیماریهای پیش رونده فرسایش مغز متوقف کند یا برگرداند کشف نشده است. 

    داروهای موجود برای بیماری آلزایمر و دمانس لوی بادی، با متعادل کردن 

    شیمی مغز، امکان ارتباط سلولهای عصبی مغز (نورونها) را در سیناپس ها 

    تسهیل می کنند و از این راه برای مدتی محدود بر شناخت، حافظه، و رفتار بیمار 

    اثر مثبت می گزارند. این داروها عوارض جانبی مختلفی نیز دارند که در بعضی 

    موارد ممکن است شدید باشد.




    توجه داشته باشید:

    ·      هدف این مقاله تجویز دارو برای عزیز شما نیست. این وظیفه بعهده پزشک معالج است.

    ·      یک نسخه همگانی وجود ندارد زیرا فواید و مضرات داروها برای بیماران مبتلا به انواع فرسایش مغز متفاوت است.

    ·      تشخیص نوع فرسایش مغز به منظور اطمینان از هدفمند بودن مداوا لازم و بر عهده پزشک معالج است. همانطور که در بحث قبلی یادآور شدم، تشخیص بیماری تا نهایی شدن نوع آن، پایان نگرفته است.

    ·      در این بلاگ فقط به نوع دارو، چگونگی اثر آن بر مغز بیمار، دوران تجویز، و عوارض جانبی آن اشاره کرده ام.

    ·      تداخل با سایر داروهای مصرفی موضوع مهم دیگری است که باید جداگانه مورد بررسی قرار دهید.

     

     

    جدول نمودار چهار داروی مهم بیماری آلزایمر

    نام تجاری دارو

    نام ژنریک دارو

    اثر بخشی دارو

    دوران تجویز دارو

    عوارض دارو

    Aricept

    Donepezil

    Cholinesterase inhibitor 

    آلزایمر خفیف، متوسط، و شدید

    تهوع، استفراغ، اسهال، انقباض ماهیچه، کاهش وزن

    Exelon

    Rivastigmine

    Cholinesterase inhibitor 

    آلزایمر خفیف و متوسط. نوع مشمع چسباندنی برای آلزایمر شدید.

    تهوع، استفراغ، اسهال، ضعف ماهیچه، کاهش وزن و اشتها

    Razadyne

    Galantamine

    Cholinesterase inhibitor 

    آلزایمر خفیف و متوسط.

    تهوع، استفراغ، اسهال، کاهش وزن و اشتها

    Namenda

    Memantine

     (NMDA) antagonist

    آلزایمر متوسط و شدید

    سرگیجه، سردرد، اسهال، یبوست، گیجی

     

    لازم است دردآشنایان و برگزیدگان عزیز با علم به نوع فرسایش مغز، وبا مراجعه به وبسایتهای مربوط به آن نوع دمانس، از مناسب بودن داروی تجویز شده و عدم تداخل با سایر داروهای مصرفی عزیزشان اطمینان حاصل نمایند.  


    چند یادآوری:

    ·      مصرف هیچیک از داروهای فوق برای بیماران مبتلا به دمانس فرونتو تمپورال توصیه نشده است.

    ·      برای دمانس عروقی مهمترین گزینه، مداخلات پیشگیرانه برای جلوگیری از تکرار سکته های مغزی است.

    ·      برای دمانس لوی بادی سه داروی اول جدول تجویز می شود ولی مصرف نامندا توصیه نشده است. اجتناب از مصرف داروهای معمولی روانپزشکی نیز توصیه شده است.

     

    لینک وبسایتهای معتبر مربوط به چهار نوع فرسایش مغز مورد بحث

    ·      [endif]https://www.alz.org/alzheimers-dementia/treatments/medications-for-memory  

    ·      https://www.lbda.org/go/treatment

    ·      https://www.nhs.uk/conditions/vascular-dementia/treatment/

    ·      https://memory.ucsf.edu/medications-dementia

    آخرین ویرایش: پنجشنبه 22 شهریور 1397 11:21 ب.ظ
    ارسال دیدگاه
  • مهدی صمدانی سه شنبه 5 تیر 1397 11:06 ب.ظ نظرات ()
    با درود به مراقبین عزیز،

    پرسش و پاسخ زیر را از آرشیو دردآشنا برایتان انتخاب کردم


    پرسش یک مراقب

    #دارو

    سلام پدر من کلسترلش بالاست و روزاستاتین مصرف می کنه از دیگر داروها که برای درمان بیماریش madopar – memantin- citalopram- yasnal و داروی پایین آوردن قند وفشار lozar و diabezid استفاده می کنن آیا این داروها تداخل دارویی ایجاد می کنن ممنون از رهنمایتون


    پاسخ دردآشنا:


    … خانم سلام. من کوشش می کنم فقط در مورد امور مراقبتی که کمی تجربه و مطالعه دارم اظهار نظر کنم. دارو و اثرات و عوارض آن کار تخصصی است و باید در باره آن با پزشک معالج و دارو ساز مشورت کنید.

    بهر حال برای کمک به شما من داروهای مصرفی پدرتان را در اینترنت مطالعه کردم. عامل اصلی مشکلات کبدی ایشان احتمالا مصرف روزاستاتین است.

    داروی دیگری که احتمال بروز تداخل با سایر داروها مخصوصا سیتالوپرام کرده است داروی مادوپار می باشد.

    در مورد داروی دیابزید که داروی ایرانی است، نوشته های اینترنت بسیار ضعیف و کم محتوا هستند. به عبارت دیگر چیزی راجع به عوارض و تداخل در باره آن ندیدم.

    توصیه می کنم مشکل کبد را با پزشکی که استاتین را تجویز کرده است مشورت کنید.
    همچنین پزشکی که مادوپار و سیتالپرام را تجویز کرده است در باره تداخل دارویی آنها اظهار نظر کند.

    در باره مادوپار وبسایت دارویی webmd تذکر داده بود که به بیماران کبدی داده نشود ومشکلات فشار خون و دیابت حتما به پزشک معالج تذکر داده شود.

    شاید بد نباشد که شما بررسی کلی و کاملی از همه داروهای پدر بعمل بیاورید. شاید داروهایی که قبلا تجویز شده دیگر کاربرد نداشته باشد. لیست کامل داروها را تهیه کنید و در ملاقات بعدی با پزشک معالج به دقت و یکی یکی بررسی کنید و اگر نیاز به استفاده هر کدام از آنها نبود با راهنمایی پزشک آنرا متوقف نمایید. مقاله ایمنی دارویی را در وبسایت #دردآشنا مطالعه نمایید: http://dardashna.ir/?p=134

    آخرین ویرایش: پنجشنبه 22 شهریور 1397 11:21 ب.ظ
    ارسال دیدگاه
  • مهدی صمدانی شنبه 2 تیر 1397 06:09 ب.ظ نظرات ()
    پرسش و پاسخ زیر به بحث اخیر ما ارتباط دارد. بهمین دلیل آنرا برایتان انتخاب کردم. در اینباره بیشتر خواهم نوشت ولی کمی کسالت دارم و بهتر است استراحت کنم.



    #دارو

    شروع بیماری مامان من
    حدود هفت سال پیش بود.با علائم از دست دادن تعادلش وافتادن به دکتر مغز واعصاب مراجعه کردیم. البته یکی دوبار که سخت مریض شده بود، هیچکدام از وقایع دکتر بردنش وسرم زدنش را یادش نمیامد .دکتر برایش سی تی اسکن ونوار مغز نوشت. در نوار مغز چیز ی نشان نداد. ولی درسی تی اسکن تحلیل رفتن مغز رانشان داد. 

    دکتر ابتدا داروی ضدافسردگی تجویز کرد. بعد از سه ماه لوودوپا سی تجویز کرد با دوز کم. باشروع مصرف لوودوپا وضعش بدتر شد .درراه رفتن دچار مشکل شدوکنترل ادرار هم نداشت. به دکتر گفتیم دوز دارو را بیشتر کرد. ولی بدتر شد دیگر مامانم حتی حرف نمی زد وبیحال یک گوشه از پا افتاد .بردیمش پیش دکتر گفت توی حالت offرفته .آمپول و ویتامین و سرم داد . تاثیری نکرد. 

    دکترش را عوض کردیم .پیش یک دکتر معروف بردیم. گفت:همه داروها را قطع کنید. تشخیصش پارکینسون همراه با شبه آلزایمر بود و داروی مادوپار و دونپزیل داد .البته تایک هفته مشکلی که پیدا کردیم، این بود که مامان دائم حالت تهوع داشت وهر چه می خورد بالا می آورد.به دکتر اطلاع دادیم.

    دونپزیل را قطع کرد. بعد از یک ماه حالش بهتر شد .حرف می زدو با عصا راه می رفت .

    بعداز دو سه ماه دکتر دوباره دونپزیل تجویز کرد .خداراشکر این دفعه مشکلی پیش نیامدومامان توانست این دارو راهم تحمل کند .

    .

    اظهار نظر دردآشنا:

    سپاسگزارم.

    نتیجه گیری مهم من از پست شما این است که باید امیدوار بود و نسبت به داروها، عوارض جانبی و تداخل آنها بسیار مدق و جستجوگر بود. در عین اینکه تعویض پزشک را توصیه نمی کنم (بعضی مراقبین در تکاپوی پیدا کردن راه حل، به کرات پزشک عوض می کنند) ولی اگر مداوا توسط پزشک معالج نتیجه بخش نبود خوب است با متخصص دیگری هم مشورت کنیم. شما کار درستی انجام دادید که به متخصص دیگری مراجعه کردید.

    داروهای تجویز شده برای عزیزان ما مانند داروهای معمول که مثلا برای درد دندان می خوریم نیستند و اثرشان بطئی و کند است. به همین ترتیب وقتی دارویی را پزشک قطع می کند، ممکن است اثر آن حتی تا دو هفته بعد ادامه داشته باشد.

    نکته دیگر اینکه دارویی که برای یک بیمار اثر مطلوب داشته ممکن است برای بیمار دیگر مشکل آفرین باشد. بیش از ۱۰۰ نوع فرسایش مغز وجود دارد و ما باید از خود درمانی جدا پرهیز کنیم. داروهایی که در مورد یک بیمار موثر بود ممکن است برای دیگران موثر نباشد. در مورد دارو حتما با پزشک مشورت کنید.


    آخرین ویرایش: پنجشنبه 22 شهریور 1397 11:22 ب.ظ
    ارسال دیدگاه
  • مهدی صمدانی جمعه 1 تیر 1397 07:00 ب.ظ نظرات ()

    با درود به مراقبین عزیز،


    در بلاگ دیروز پس از چند رمزگشایی از واژگان مورد استفاده در زمینه فرسایش مغز، 

    توضیح دادم که بیماری آلزایمر یک نوع فرسایش مغز است ولی هر  بیمار فرسایش 

    مغز مبتلا به بیماری آلزایمر نیست. این نکته بسیار ظریف و کلیدی باید همواره آویزه 

    گوش همه دردآشنایان و برگزیدگان عزیز باشد.


    من با آمارهای ارائه شده در مورد مبتلایان فرسایش مغز ایراد دارم و در فرصتی دیگر

     به آن خواهم پرداخت.


    توجه همه کسانی که این بلاگ را مطالعه می کنند به این نکته کلیدی جلب می کنم 

    که عزیزان ما آمار نیستند. آنها انسانند و ما دردآشنایان و برگزیدگان نهایت کوشش 

    خود را بعمل خواهیم آورد که در تمام دوران بیماری که ممکن است سالها بطول 

    انجامد، همواره با احترامی در خور شخصیت گذشته آنها، با عزیزانمان رفتار نماییم.


    امروز میخواهم به یک پرسش کلیدی دیگر پاسخ دهم: اگر عزیز من مبتلا به فرسایش 

    مغز است ولی بیماری او آلزایمر نیست، پس چه بیماری دارد؟


    در این بلاگ به چهار نوع شایع ترین انواع شناخته شده فرسایش مغز و عوارض کلی آن خواهم پرداخت. برای اطلاع بیشتر، لطفا به مقاله انواع فرسایش مغز در کتاب راهنمای مراقبین فرسایش مغز یا وبسایت دردآشنا در آدرس زیر مراجعه نمایید: http://dardashna.ir/?p=1748

     

    بیماری آلزایمر

    Alzheimer’s Disease, AD

    بیماری آلزایمر شایع ترین نوع فرسایش مغز است. مبتلایان به بیماری آلزایمر حدوداً ۶۰-۸۰٪ بیماران فرسایش مغز را شامل می شوند. بیماری آلزایمر معمولا بیماری سالمندان تلقی میشود ولی نوع زود رس آن در سنین نزدیک ۶۰ سالگی نیز مشاهده می شود. از علایم بارز بیماری آلزایمر، مشکلات مربوط به حافظه کوتاه مدت بیمار است. بیمار در بیاد آوردن مکالمات، اسامی افراد، و وقایع اخیر دچار مشکل می شود. بی تفاوتی بیمار نسبت به افراد خانواده و افسردگی از علایم دیگر این بیماری است. با گذشت زمان، علایم دیگری از جمله ضعف در مکالمات، ناتوانی در تصمیم گیری های درست، عدم درک موقعیت زمانی و مکانی، سردرگمی، رفتار غیر معمول و در نهایت مشکلات صحبت کردن، بلعیدن غذا و نوشیدن مایعات، و راه رفتن، در بیمار بروز می کند.

     

    دمانس عروقی

    Vascular Dementia

     دومین نوع شایع فرسایش مغز پس از آلزایمر، دمانس عروقی است که حدود ۱۰ درصد کل بیماران دمانس را شامل می شود. این نوع دمانس در اثر مسدود شدن یا پارگی عروق مغزی (سکته) و نرسیدن اکسیژن و غذا به سلول های عصبی مغز و از بین رفتن آنها به وجود می آید. بیشتر بیماران مبتلا به دمانس عروقی، به بیماری های زمینه ای دیگر از جمله دیابت، فشار خون، و میزان بالای کلسترول نیز دچارند و بسیاری از آنها، دخانیات مصرف می کنند.

    .این نوع دمانس در سنین سالمندی بیشتر شایع است ولی موارد زیر ۶۰ سالگی نیز وجود دارد. بروز اختلال و عوارض در این بیماران متفاوت است. اختلال در قضاوت و توان تصمیم گیری در برنامه ریزی های معمول روزانه، ممکن است در کنار عوارض فیزیکی مانند اختلال در راه رفتن، فلج شدن یا بی حسی یک طرف صورت یا یک نیمه از بدن بیمار بروز کند.

     


     
    دمانس لوی بادی

    Lewy Bodies Dementia, DLB

    .

    این نوع بیماری نیز حدود ٪۱۰ کل بیماران فرسایش مغز را شامل می شود و در سنین سالمندی شایع است ولی موارد زیر ۶۰ سالگی نیز وجود دارد. اکثر این بیماران با مشکلات حافظه و تفکر که در آلزایمر هم وجود دارد رو برو هستند. با گذشت زمان عوارض فیزیکی و تغییرات رفتاری در آنها بروز می کند. دمانس لوی بادی با چهار خصوصیت اصلی بالینی  شناخته میشود:

    ·      متناوب بودن سطح هوشیاری و ذهنی بیمار در طول روز و یا هفته

    ·      وجود توهمات بینایی به صورت دیدن اشخاص و حیوانات

    ·      وجود علایمی شبیه به بیماری پارکینسون در این بیماران

    ·      حساسیت زیاد آنها به برخی از داروها خصوصا داروهای ضد روان پریشی

     


     دمانس فرونتو تمپورال

    Fronto-Temporal Dementia, FTD

    .

    در قسمت های قدامی و طرفی مغز، دو لوب اصلی وجود دارند که به آنها بترتیب

    لوب های فرونتال و تمپورال می گویند. لوب های فرونتال مرکز توجه، برنامه 

    ریزی و قضاوت ما و کار اصلی لوب های تمپورال، کمک به ذخیره سازی 

    حافظه و همچنین حفظ گنجینه لغات ماست.

    از بین رفتن سلول های عصبی در دمانس فرونتوتمپورال، در این دو قسمت اصلی مغز شروع می شود و با پیشرفت بیماری، به سایر قسمت ها گسترش می یابد. دمانس فرونتو تمپورال معمولاً در سنین ۵۰ و ۶۰ سالگی بروز می کند ولی بیمارانی در سنین ۲۱ سالگی و ۸۰ سالگی نیز مشاهده شده اند. حدود ۵ ٪ بیماران فرسایش مغز به این نوع دمانس دچارند.

    دو تفاوت مهم بین دمانس فرونتو تمپورال با سایر انواع دمانس وجود دارد. اول اینکه بروز تغییرات رفتاری و مشکلات برنامه ریزی بیمار مبتلا به دمانس فرونتو تمپورال در ابتدا بروز می کنند ولی وجود اختلال در حافظه بیمار با پیشرفت بیماری ظاهر می شود. رفتار نامعقول و تغییرات شخصیتی، عدم توجه به نظافت شخصی، و افت توان قضاوت و تصمیم گیری درست نیز از عوارض مهم این بیماری می باشند.

     

     دمانس مختلط

    Mixed Dementia

    حدود ده درصد مبتلایان به بیماری فرسایش مغز به بیش از یک نوع آن دچار 

    می شوند که به آن دمانس مختلط می گویند. شایع ترین دمانس مختلط، 

    حضور همزمان آلزایمر و دمانس عروقی در فرد بیمار است.

    آخرین ویرایش: پنجشنبه 22 شهریور 1397 11:23 ب.ظ
    ارسال دیدگاه
  • مهدی صمدانی پنجشنبه 31 خرداد 1397 05:02 ب.ظ نظرات ()
    با درود به مراقبین عزیز،

    در طول این دو سالی که با مراقبین و برگزیدگان عزیز سر و کار دارم، به دفعات به این موضوع برخورد کرده ام که نوع بیماری بعضی از عزیزان برای مراقبش روشن نیست. لذا تصمیم گرفتم امروز در باره این مطلب مهم  با شما دردآشنایان و برگزیدگان عزیز گفتگو نمایم.

    اول برخی از واژه ها و معانی آنها را روشن کنیم:


    دمانس از ریشه کلمه فرانسه  deَmence گرفته شده است(معادل انگلیسی  dementia) و بر اساس فرهنگ لغت، نوعی بیماری مزمن و پیشرونده  مغزی است که با اختلالات فکری، تغییرات شخصیتی، و افت منطق همراه می باشد که در اثر از دست دادن یا آسیب دیدن سلول های عصبی مغزی بوجود می آید.

    دمانس یک اصطلاح پزشکی است که برای مجموعه ای از تألمات مغزی با بیش از ۱۰۰ نوع زیر شاخه بکار می رود.  بیماری آلزایمر یکی از انواع دمانس است که با شیوع ۶۰ تا ۸۰٪ از شایع ترین انواع آن بحساب می آید. بنا براین، فرد مبتلا به بیماری آلزایمر مبتلا به دمانس می باشد ولی هر بیمار مبتلا به دمانس، بیماری آلزایمر ندارد.  


    معادل سازی در زبان فارسی

    .در زبان فارسی لغت دمانس به زوال عقل ترجمه شده است و در بعضی از نوشتارها به آن خردسودگی نیز می گویند. ولی با توجه به مشکلات متنوع این گونه بیماریها، هیچ کدام ازاین گزینه های لغوی، بیانگر واقعیت این گونه بیماری ها نیست. به باور من، فرسایش مغز گزینه بهتری میباشد چونکه تمام مشکلات با از بین رفتن سلولهای مغز شروع میشود. من در وبسایت دردآشنا، کتاب مراقبین، و تمامی نوشته هایم از واژه فرسودگی مغز استفاده می کنم چونکه بروز دمانس، با از دست رفتن سلولهای عصبی مغز آغاز میشود و این فرسایش بی وقفه ادامه می یابد.  این پیشنهاد را به فرهنگستان نیز ارائه داده ام.


    چرخه انجام تشخیص بیماری

    تشخیص بیماری فرسایش، همانگونه که آگاهید کار آسانی نیست. هیچگونه آزمایشی برای انجام این تشخیص وجود ندارد و پزشکان با توجه به علائم بالینی و اطمینان از عدم وجود سایر بیماریهای زمینه ای بر اساس آزمایشها و تصویر برداریهای مختلف، نهایتا به تشخیص می رسند. متاسفانه این پروسه بسیار زمان بر، پر هزینه، و پر استرس است و تشخیص نهایی نیز قطعیت ندارد.


    میزان آگاهی خانواده بیمار از تشخیص نهایی  

    در کشورهای پیشرفته، فقط حدود ۵۰٪ از خانواده های مبتلایان از تشخیص نهایی آگاه می شوند. این میزان در کشورهای در حال توسعه بسیار پایین تر است. دلایل این آمار پایین بسیارند و اگر فرصتی بود بیشتر در باره آن خواهم نوشت. ولی از مهم ترین آنها اول، عدم اطمینان پزشک از تشخیص قطعی و دوم، اکراه او از بیان تشخیصی است که به یک تراژدی فردی و فامیلی منتهی خواهد شد. در نتیجه، مداوای بیمار ممکن است در جهت نادرست پیش رود، مثلا برای او مداوای روانپزشکی انجام دهند غافل از اینکه او به نوعی فرسایش مغز مبتلاست.


    اهمیت آگاهی از نوع فرسایش مغز

    عوارض تشخیص نا درست معمولا علاوه بر از دست دادن زمان مفید و ایجاد هزینه های بی فایده برای بیمار، ممکن است عوارض ناخواسته و پایداری نیز در بیمار ایجاد نماید مثلا سرعت پیشرفت بیماری را افزایش دهد. علاوه بر آن، فقط تشخیص بیماری فرسایش مغز کافی نیست و باید نوع آن هم مشخص شود. 

    آگاه هستید که بیماری فرسایش مغز، با گذشت بیش از یک قرن از شناخت آن، تا به امروز درمان قطعی برای آن کشف نشده است. داروهای موجود که تعدادشان محدود است و معمولا در دوران ابتدایی و میانی بیماری تجویز می شوند، ممکن است سرعت پیشرفت بیماری را کندتر نموده و امکان استفاده بهتر از قوای فکری باقیمانده را به بیمار بدهند. متاسفانه این داروها برای همه انواع فرسایش مغز کارساز نیستند و تجویز بعضی آنها برای بعضی انواع فرسایش مغز منع شده است.

    بارها از مراقب عزیزی شنیده ام که می گوید پزشک گفته مغز همسر شما کوچک شده است. و در پاسخ اینکه همسر شما به چه نوع فرسایش مغز دچارند اظهار بی اطلاعی می نماید.   ۶۰ -- ۸۰٪ بیماران فرسایش مغز به بیماری آلزایمر دچارند. ۲۰٪ -- ۴۰٪ بقیه هم نیاز دارند از نوع بیماری خود آگاه شوند. بشما مراقبین هشدار می دهم که اگر پزشک از تشخیص نوع فرسایش مغز عزیزتان ناتوان است، کار تشخیص به پایان نرسیده است و شما باید به جستجوی خود تا تشخیص نهایی ادامه بدهید و اگر لازم است به پزشک دیگری مراجعه نمایید.


    امیدوارم فرصت باشد در این باره بیشتر گفتگو کنیم. از شما مراقبین عزیز خواهش می کنم تجربیات خود را در این زمینه با ما به اشتراک بگذارید.


    آخرین ویرایش: پنجشنبه 22 شهریور 1397 11:23 ب.ظ
    ارسال دیدگاه
  • مهدی صمدانی چهارشنبه 30 خرداد 1397 07:06 ب.ظ نظرات ()

    با درود به مراقبین عزیز،

    بیقراری یک نوع تغییر رفتاری است که برای همه بیماران فرسایش مغز اتفاق می افتد. بیمار از مسئله ای فیزیکی، شناختی، یا بیماریهای زمینه ای در رنج است و چون برای مشکلش جوابی پیدا نمی کند بیقرار می شود. 

    مراقبین با تجربه با هوشیاری مشکلات فوق را رصد می کنند و در رفع آنها می کوشند. در نتیجه به کیفیت زندگی بیمار و مراقب میفزایند. 

    پرسش و پاسخ زیر را از آرشیو دردآشنا بعنوان نمونه ای از بیقراری برایتان انتخاب کردم.  


    پرسش یک مراقب دردآشنا:

     

    #ﺑﯿﻘﺮاری

     

     ﺳﻼم 

     ﺣﺎل ﺷﻤﺎ ﺧﻮﺑﻪ؟

     ﭼﻨﺪ ﺷﺒﻪ ﮐﻪ ﭘﺪر ﻣﻦ ﺷبها ﻋﺼﺒﯽ ﻣﯿﺸﻪ:

     ﺑﯽ ﻗﺮار ﻣﯿﺸﻪ 

    هی ﻣﯿﮕﻪ ﻣﻨﻮ ﺑﻠﻨﺪ ﮐﻨﯿﺪ

     ﺑﻌﺪش ﻣﯿﮕﻪ ﻣﻨﻮ ﺑﺨﻮاﺑﻮﻧﯿﺪ

     از ﺷﺪت ﻋﺼﺒﯽ ﺷﺪن زﻣﯿﻦ رو ﻣﯿﺰﻧﻪ

     ﺑﻌﺪ دﺳﺘﺎﺷﻮ ﻣﯿﺰﻧﻪ

     ﺑﻌﺪ ﺧﻮدش رو ﻣﯿﺰﻧﻪ

     طﻮری ﮐﻪ ﺳﺮش ﺧﻮن اوﻣﺪ

     اﮔﺮ ﺑﺮﯾﻢ دور و ﺑﺮش ﻣﺎ رو هم ﻣﯿﺰﻧﻪ

     ﭼﯽ ﮐﺎر ﮐﻨﯿﻢ؟؟؟؟

      ﺗﻮﺿﯿﺢﺑﺮای ﭘﺪر ۵۴ ﺳﺎﻟﻪ ام تشخیص  FTD#،#ﭘﺎرﮐﯿﻨﺴﻮﻧﯿﺴﻢ،  #دﻣﺎﻧﺲ #ﻟﻮی_ﺑﺎدی 

      و #اﻧﺴﺪاد ﻋﺮوق_ﻣﻐﺰ داده ﺷﺪه است 

      

     پاسخ مراقبی دیگر:

     ﺳﻼم درد آﺷﻨﺎی ﻋﺰﯾﺰ 

    ﻣﺎدر  ﻣﻦ هم ﭘﺎرﮐﯿﻨﺴﻮن و دﻣﺎﻧﺲ ﻟﻮی ﺑﺎدی داره و ﺷبها ﺳﻪ ﺟﻮر ﻗﺮص ﻣﯿﺨﻮره ﺗﺤﺖ درﻣﺎن دﮐﺘﺮ ﻣﻮﺳﻮی و دﮐﺘﺮ ﻣﯿﺰاده هستند و ﺧﯿﻠﯽ ﺑﻪ ﻧﺪرت ﺷﺐ ﺑﯿﺪار ﻣﯿﺸﻮد و ﺳﺮاغ ﮔﺮﺑﻪ ﻣﯿﮕﯿﺮد و دارو ها ﮐﻤﮏ هستند ﻣﻦ هر ﺷﺐ ﮐﻪ ﻣﺎدرم را ﻣﯿﺨﻮاﺑﺎﻧﻢ  ﭘﯿﺸﺎﻧﯽ اش را می بوسم و بهش ﻣﯿﮕﻮﯾﻢ ﻣﻦ اﯾﻨﺠﺎ هستم، ﺷﻤﺎ ﺧﻮب ﺑﺨﻮاﺑﯿﺪ، و اطمینانش را ﺟﻠﺐ ﻣﯿﮑﻨﻢ ﻣﻦ هم کج خلقی های ﻣﺎدرم را دارم  و ﮐﻼﻓﻪ و ﺧﺴﺘﻪ ﻣﯿﺸﻮم ﺧﺼﻮﺻﺎ همانطور ﮐﻪ ﮔﻔﺘﯿﺪ ﻧﻤﯿﺪاﻧﻢ ﭼﮑﺎر ﮐﻨﻢ ﻣﺎدر ﺷﻤﺎ هم ﺧﺴﺘﻪ اﺳﺖ و ﺑﺎﯾﺪ ﺑﻪ او ﮐﻤﮏ ﮐﺮد وظیفه ﺷﻤﺎ ﺧﯿﻠﯽ ﺳﺨﺘﻪ ﻣﻦ  تنها ﻓﺮزﻧﺪ اﯾﻨﺠﺎ هستم و دﺳﺖ تنها هیچ ﮐﺲ را ﻧﺪارم و اواﯾﻞ ﺑﻪ تنهایی اﯾﻨﮑﺎر را ﻣﯿﮑﺮدم و اﻻن ﻣﺪت یکسال اﺳﺖ ﮐﻪ از ﭘﺮﺳﺘﺎر ﯾﮑﺮ روز در ﻣﯿﺎن اﺳﺘﻔﺎده ﻣﯿﮑﻨﻢ ﺗﺎ هم هزینه ﮐﻤﺘﺮ ﺷﻮد و هم ﻣﺎدرم ﺣﻀﻮر ﻣﺮا ﺣﺲ ﮐﻨﺪ اول ﺑﻪ ﻣﺎدرﺗﺎن ﻗﻮت ﻗﻠﺐ ﺑﺒﺨﺸﯿﺪ ﻣﻤﮑﻦ ﺑﻮد ﺑﺮﻋﮑﺲ اﯾﻦ ﻗﻀﯿﻪ ﺑﺎﺷﺪ و ﭘﺪر  ﻣﺮاﻗﺐ همسر ﺑﻮد مهم اﯾﻦ اﺳﺖ ﮐﻪ ﻣﺎ  درداﺷﻨﺎﯾﺎن ﺑﺎور ﮐﻨﯿﻢ ﮐﻪ ﺑﯿﻤﺎر هیچ ﮐﻨﺘﺮﻟﯽ ﺑﺮ ﮐﺎرهایش ﻧﺪارد و دﻟﺴﻮزاﻧﻪ ﺑﻪ اﯾﻦ ﻣﺸﮑﻞ ﻧﮕﺎه ﮐﻨﯿﻢ اﮔﺮ ﮔﺎهی ﺣﺘﯽ ﻣﺪت های ﮐﻮﺗﺎه در روز ﯾﺎ در  هفته ﻣﺎدر را دور از ﭘﺪر ﻧﮕﺎه دارﯾﺪ ﺷﺎﯾﺪ ﺗﻮان ﻣﺎدر ﺑﯿﺸﺘﺮ ﺷﻮد ﮔﺎهی در زﻣﺎﻧﯽ ﮐﻪ ﭘﺪر ﺑﯿﺪار اﺳﺖ از ﭘﺸﺖ او را ﺑﻐﻞ ﮐﻨﯿﺪ و ﺳﻔﺖ ﻧﮕﻪ دارﯾﺪ اﯾﻨﮑﺎر  ﻓﺸﺎرها را ﮐﻢ ﻣﯿﮑﻨﺪ ﻣﺎدر را هم ﻣﻦ هر ﺳﻪ ﻣﺎه ﻓﯿﻠﻤﯽ از ﻣﺎدرم در ﺣﺎﻟﺖ های ﻣﺨﺘﻠﻒ ﻣﯿﮕﯿﺮم و همراه ﯾﺎدداشتهای روزاﻧﻪ ﭘﯿﺶ دﮐﺘﺮ رواﻧﭙﺰﺷﮏ ﻣﯿﺮوم ﺧﯿﻠﯽ ﻗﻮت ﻗﻠﺐ ﻣﯿﮕﯿﺮم

     ﺧﯿﻠﯽ ﻣﺘﺎﺳﻔﻢ ﮐﻪ ﭘﺪر در اﯾﻦ ﺳﻦ ﮐﻢ دﭼﺎر ﺑﯿﻤﺎری ﺷﺪه اﻧﺪ ﮐﺎﻣﻼ ﺷﻤﺎ را درک ﻣﯿﮑﻨﻢ 

      

    [Mehdi Samadani, [23.04.18 20:18

    پاسخ دردآشنا 

     درود ﺑﻪ ..... ﻋﺰﯾﺰ،

     

    دو ﭘﺴﺖ اﺧﯿﺮ ﺷﻤﺎ بینهایت ﺑﺮ ﻧﮕﺮاﻧﯽ ﻣﻦ اﻓﺰود. ﻣﻦ از آﻧﺠﺎ ﮐﻪ ﺑﯿﺸﺘﺮ ﺑﺎ ﭘﺮسشهای ﭘﯿﺸﯿﻦ ﺷﻤﺎ آﺷﻨﺎﯾﯽ دارم ﻣﯽ داﻧﻢ ﮐﻪ ﭼﻘﺪر ﻓﺪاﮐﺎر و ﺻﺒﻮرﯾﺪ و ﭼﻘﺪر ﺑﺮاﯾﺘﺎن ﺳﺨﺖ اﺳﺖ. ﻣﺨﺼﻮﺻﺎ ﺑﺎ ﺗﻮﺟﻪ ﺑﻪ ﺟﻮاﻧﯽ ﭘﺪر و ﻣﺎدرﺗﺎن. اینهمه ﺑﺰرﮔﻮاری و ﮔﺬﺷﺖ را ﺑﺸﻤﺎ ﺗﺒﺮﯾﮏ ﻣﯽ ﮔﻮﯾﻢ. ﻣﻄﻤﺌﻦ ھﺴﺘﻢ ﮐﻪ واﻟﺪﯾﻦ ﺷﻤﺎ از ﺷﻤﺎ نهایت رﺿﺎﯾﺖ را دارﻧﺪ و ﺑﺸﻤﺎ اﻓﺘﺨﺎر ﻣﯽ ﮐﻨﻨﺪ ﺣﺘﯽ اﮔﺮ در ﻣﻘﺎﺑﻠﻪ ﺑﺎ اینهمه ﻣﺸﮑﻼت طﺎﻗﺖ ﻓﺮﺳﺎ ﻓﺮﺻﺖ  اﺑﺮاز آن را ﭘﯿﺪا ﻧﮑﻨﻨﺪ.

     

     اﻣﺎ در ﻣﻮرد ﺑﯿﻘﺮاری ﭘﺪرﺗﺎن. ﻓﺮﻣﺎﯾﺸﺎت .... ﺧﺎﻧﻢ ﺑﺴﯿﺎر ﺑﺠﺎﺳﺖ.

     

    اول ﺑﻪ ﺗﻐﺒﯿﯿﺮاﺗﯽ ﮐﻪ در ﻣﺤﯿﻂ اﯾﺠﺎد ﺷﺪه اﺳﺖ ﺗﻮﺟﻪ ﮐﻨﯿﺪ. هر ﮔﻮﻧﻪ ﺗﻐﯿﯿﺮات ﻣﺤﯿﻄﯽ، ﺳﺮﻣﺎ ﯾﺎ ﮔﺮﻣﺎ، ﺳﺮ و ﺻﺪا ﮐﻮﭼﻪ و ﺗﻠﻮﯾﺰﯾﻮن، رﻓﺖ و آﻣﯿﺪ زﯾﺎدی ﻓﺎﻣﯿﻞ و ﻋﺪم اطﻼع آنها در ﻣﻮرد ﺑﯿﻤﺎری ﻣﻤﮑﻦ اﺳﺖ اﯾﺠﺎد زﻣﯿﻨﻪ ﺑﺮای ﺑﯿﻘﺮاری ﺑﺎﺷﺪ

     

    در مورد رﻓﺘﺎر ﻣﺎدر و از ﭘﺎ در آﻣﺪن اﯾﺸﺎن که در ﭘﺴﺖ دﯾﮕﺮی ﺑﻪ اﯾﻦ ﻣﺸﮑﻞ ﺧﻮاهم ﭘﺮداﺧﺖ،  ﻣﯽ ﺗﻮاﻧﺪ ﯾﮏ ﻋﺎﻣﻞ مهم در ﺑﻮﺟﻮد آﻣﺪن اﯾﻦ ﺑﯽ ﻗﺮاری ﺑﺎﺷﺪ. ﺑﯿﻤﺎر ﺑﺎﯾﺪ اﺣﺴﺎس ﮐﻨﺪ ﮐﻪ ﺑﺮای اطراﻓﯿﺎن همان ﺷﺨﺼﯿﺖ مهم و ﻗﺎﺑﻞ اﺣﺘﺮام ﻗﺒﻠﯽ اﺳﺖ. او ﺑﺎﯾﺪ اﺣﺴﺎس ﮐﻨﺪ ﮐﻪ در ﻣﻨﺰل او ﻋﺸﻖ و ﺻﻤﯿﻤﯿﺖ در ﺑﺎﻻﺗﺮﯾﻦ ﺳﻄﺢ ﺧﻮد وﺟﻮد دارد. ﺑﻐﻞ ﮐﺮدن، ﻧﻮازش ﮐﺮدن، ﻣﺎﺳﺎژ اندامها ﺑﺎ روغنهای طﺒﯿﻌﯽ، ﻧﺠﻮاهای ﻋﺎﺷﻘﺎﻧﻪ همسر و  ﻓﺮزﻧﺪان ﺑﯿﺶ از هر داروﯾﯽ ﮐﺎرﺳﺎز ﻣﯽ ﺑﺎﺷﺪ.  

     

    دوم ﺑﻪ ﺑﯿﻤﺎریهای زمینه ای ﺗﻮﺟﻪ ﮐﻨﯿﺪ. هر ﻧﻮع ﺗﺐ ﻣﺎﻧﻨﺪ ﺳﺮﻣﺎﺧﻮردﮔﯽ، ﯾﺒﻮﺳﺖ، ﻋﻔﻮﻧﺖ ﻣﺎﻧﻨﺪ ﻋﻔﻮﻧﺖ ﻣﺠﺎری ادرار، و اﻣﺜﺎل آن ﻣﯽ ﺗﻮاﻧﺪ ﻣﺸﮑﻞ آﻓﺮﯾﻦ ﺑﺎﺷﺪ.

     

    ﺳﻮم ﻣﺴﺎﯾﻞ ﻣﺮﺑﻮط به دارو، زﯾﺎده روی ﯾﺎ ﻗﻄﻊ آن، ﺷﺮوع ﯾﮏ داروی ﺟﺪﯾﺪ و ﺗﺪاﺧﻞ آن ﺑﺎ داروهای دﯾﮕﺮ اﮐﺜﺮا ﺑﺎزﺗﺎب ﺑﯿﻘﺮاری بهمراه دارد

     

    اﮔﺮ هیچکدام از ﻣﻮارد ﺑﺎﻻ ﻣﻮﺛﺮ ﻧﺒﻮد و ﺑﯿﻘﺮاری اداﻣﻪ داﺷﺖ ﺑﺎﯾﺪ ﺑﺎ ﭘﺰﺷﮏ ﻣﺸﻮرت ﮐﻨﯿﺪ.

     

    ﺧﻮاهش ﻣﯽ ﮐﻨﻢ ﻣﻘﺎﻟﻪ ﺗﻐﯿﯿﺮات رﻓﺘﺎری - ﺑﯿﻘﺮاری را در وﺑﺴﺎﯾﺖ دردآﺷﻨﺎ مطالعه نمایید. لینک مقاله:

    http://dardashna.ir/?p=53 


    آخرین ویرایش: پنجشنبه 22 شهریور 1397 11:24 ب.ظ
    ارسال دیدگاه
  • مهدی صمدانی دوشنبه 28 خرداد 1397 05:24 ب.ظ نظرات ()
    با درود به مراقبین عزیز،

    در پست دیروز قول دادم که در باره سورپریز بی اختیاری بیشتر صحبت کنم. این غافلگیر شدن برای همه مراقبین و بدون استثنا اتفاق خواهد افتاد. بهترین توصیه این است که از نظر ذهنی و عملی آماده آن باشید و عامل غافلگیر شدن را به حد اقل برسانید. 

    به رفتار مادران که کودکان خردسال دارند توجه کنید. هر وقت که برای بیرون رفتن از منزل آماده می شوند، اول ساک وسایل فرزند خود را بر می دارند و سپس کودک خود بغل می کنند. 

    در این ساک چه حمل می کنند که تا این اندازه برایشان مهم است؟ یک یا دو دست لباس تمیز، حد اقل یک پوشک تمیز، حوله های مرطوب برای پاک کردن، حوله کاغذی، کرم اکسید روی، پودر بچه، دستکش یکبار مصرف، پاکت نایلونی برای کهنه کثیف، ژل ضدعفونی کننده، و .... 

    شما لازم است چنین ساکی را برای عزیز خود، قبل از شروع بی اختیاری، آماده کنید و همیشه آنرا همراه داشته باشید. حادثه خبر نمی کند و بی اختیاری معمولا در زمانی اتفاق می افتد که کمترین انتظارش را دارید مثلا در مطب پزشک، در سوپر مارکت، در پارک، در وقت ملاقات با فامیل، در سینما، در اتوبوس، در هواپیما...

    باور کنید زمانی که بی اختیاری اتفاق میفتد، داشتن این ساک میلیونها ارزش دارد. شما حاضر نخواهید بود آنرا با هیچ چیز عوض کنید. البته یادآوری می کنم که داشتن ساک بخودی خود مسئله را حل نمی کند و لی حد اقل ابزاز مورد نیاز را در اختیار خواهید داشت. علاوه بر آن شما باید بر اعصابتان مسلط باشید، با عزیزتان و حادثه بوجود آمده با صبر و متانت برخورد کنید، نگران اینکه دیگران چه فکر می کنند نباشید، و از تحقیر و سرزنش بیمار جدا بپر هیزید. 

    احساس شما در زمان وقوع حادثه درست مانند این است که دنیا به‌آخر ررسیده است. ولی در صورتیکه حرفه ای با آن روبرو شوید، حتی اگر اولین بار است که اتفاق میفتد، بشما قول می دهم که خاطره آن روز برای همیشه در ذهن شما باقی خواهد ماند و بارها در باره اش صحبت خواهید کرد و هر بار لبخند رضایتی که در چهره شما ظاهر می شود به دنیایی میارزد. این را از من بیادگار خواهید داشت.

    در کتاب راهنمای مراقبین فرسایش مغز و همچنین در وبسایت دردآشنا، سه مقاله در باره مسایل بی اختیاری و راهکارهای سازشگری با آن نوشته ایم. این سه مقاله می تواند راهگشا باشد. فرازهایی از این مقاله ها را که به بحث امروز ما مربوط است برایتان کپی کرده ام:

    از بیمار پشتیبانی کنید
    • از بیمار به آرامی، با مهربانی و صمیمیت پشتیبانی کنید و از خود اضطراب نشان ندهید. به جای اینکه بگویید «خودت را خیس کردی؟» بهتر است بگویید «چیزی روی شلوار شما ریخته؟»
    • برخوردتان را عادی جلوه دهید که در بیمار احساس گناه و خجالت زدگی به وجود نیاید.
    • از کلمات تحقیرآمیز که برای کودکان و تشویق آنها در مورد رفتن به توالت به کار می رود، جداً پرهیز کنید.
    • اگر بیمار از نظافت و تمیز کردن خود پس از انجام توالت ناتوان است، با احترام و رعایت شخصیت او، به وی کمک کنید.
    • با بیمار با ملایمت کنار بیایید که احساس آرامش و اطمینان کند و به شما اجازه بدهد او را تمیز کنید. در صورتی که بیمار شخصاً به نظافت خود بپردازد، نتیجه آن می تواند آلوده کردن لباس، محیط زندگی، ایجاد عفونت مجاری ادرار و سایر عفونت ها باشد.
    • در این مراحل، بیمار ممکن است حین انجام کار نظافت، بی اختیار دست شما را بگیرد و از ادامه کار جلوگیری کند. آسان ترین راه پیشگیری، دادن یک چیز دیگر، مثلاً یک توپ کوچک و نرم یا یک حوله، به دست بیمار است.

     

    به بیمار یادآوری کنید

    • بیمار را تشویق کنید رأس هر ساعت به دستشویی برود و رفتن به توالت را به یک روال عادی و تکراری در برنامه روزانه بگنجاند.
    • اطمینان حاصل کنید بیمار حتماً روی توالت می نشیند و وقت کافی برای تخلیه کامل صرف می کند. با کنترل توالت پس از عمل، از انجام کار، میزان، کیفیت و نوع آن مطمئن شده و برای اجابت بعدی یادداشت بردارید.
    • به حرکات، رفتار و جملاتی که بیمار زمان نیاز رفتن به دستشویی به کار می برد، توجه کنید و آگاهانه از این رفتار بیمار برای اقدام به بردن وی به توالت در زمان لازم استفاده کنید.
    • لباس بیمار بایستی به آسانی قابل پایین آمدن باشد. شلوارهای کش دار به مراتب برای بیمار آسان تر از شلوارهای کمردار و زیپ دار هستند.
    • بیمار معمولا در زمان قضای حاجت نیاز دارد تنها باشد. در صورتی که این احساس وجود دارد، او را تنها بگذارید ولی نزدیک توالت بمانید که از مشکلات احتمالی دیگر جلوگیری کنید.

    تعریف و دلایل بروز


    مراقبت و سازشگری


    مراقبتهای بهداشتی

    آخرین ویرایش: پنجشنبه 22 شهریور 1397 11:25 ب.ظ
    ارسال دیدگاه
  • مهدی صمدانی یکشنبه 27 خرداد 1397 05:17 ب.ظ نظرات ()

    ‍با درود به مراقبین عزیز،


    تصور کنید در اتاق انتظار پزشک منتظر نوبت هستید و بدون هرگونه پیش

    آگهی متوجه می شوید از زیر صندلی عزیزتان چیزی چکه می کند. با کمی دقت 

    می بینید بیمار خودشرا خیس کرده است. چه باید کرد؟ در پست بعدی به این

    پرسش خواهیم پرداخت. 


    امروز به مسایل مربوط به برخورد با این مشکل و تکرار آن می پردازیم. 


    #افسردگی
    #بی_‌اختیاری


    پرسش یک مراقب:

    ضمن عرض سلام و خسته نباشید به همه دوستان.

    در ابتدا از بانیان تاسیس این گروه و سایت بسیار بسیار تشکر میکنم و برای ایشان

    آرزوی سلامتی و صبر میکنم.

    مادر ۷۱ ساله من مبتلا به دمانس عروقی هستن و افسردگی بسیار شدید دارن، وچون

    کنترل روی ادرارشون ندارند و با اینکه از شورتهای ایزی لایف هم استفاده میکنیم ولی هر

     بار دستشویی میرن اون شرت رو درمیارن و در روز چندین بار باعث میشه که ادرارشون

     بریزه، و با کوچکترین اعتراض و یا گوشزدی از طرف پدرم دچار بهم ریختگی میشن و

     شروع به جیغ و داد و گریه های بلند میکنن، و من و خواهرانم مجبور میشیم خودمون

     رو به منزلشون برسونیم.


    سوال اول من اینه که با چه دارویی میتونم ادرارشون رو کنترل کنم؟ آیا توی این زمینه کسی تجربه ای داره؟

    و سوال دوم اینکه برای درمان و یا کنترل افسردگیشون چه پیشنهادی دارید؟
    در پایان آرزوی سلامتی و سعه صدر برای همه دارم.

    سپاس


    پاسخ دردآشنا:


    سلام آقای … عزیز،

    متاسفانه همه بیماران فرسایش مغز به عارضه بی اختیاری دچار می شوند. راهکار درست برخورد با آن، کنار آمدن با مسئله است نه مداوای دارویی. هر گونه اضطراب مراقب یا احیانا بی احترامی و سرکوفت به بیمار کار را مشکل تر می کند. از یادداشت شما چنین بر می آید که شاید نیاز باشد پدرتان در رفتارشان در برخورد با قضیه تجدید نظر کنند. معمولا دارویی برای جلوگیری از بی اختیاری تجویز نمی شود مگر اینکه مشکلات فیزیولوژیکی بیمار تجویز دارو را ایجاب نماید. اگر پدرتان در کرمان زندگی می کنند، شاید مناسب باشد در جلسات ماهیانه رو در روی مراقبین شرکت کنند چون در این جلسات به مشکلات مختلف مراقبت می پردازیم.

    در مورد افسردگی، اگر مشکلات بیمار با سازشگریهای مراقبتی کنترل نشود، پزشک دارو تجویز می کند. خواهش می کنم مقاله تغییرات رفتاری – افسردگی را در آدرس زیر مطالعه کنید ودر صورت نیاز حتما با پزشک مشورت نمایید: 
    http://dardashna.ir/?p=31


    و اما پاسخ من در مورد بی اختیاری: 
    این مطلب در گروه دیگری هم مطرح شده بود. پاسخ من به شرح زیر بود. امیدوارم راهگشا باشد:

    متاسفانه این عارضه تقریبا برای همه بیماران فرسایش مغز بوجود می آید. اگر بیمار در مرحله ای باشد که تا حدی از این مشکل آگاه باشد، استرس و سرافکندگی مربوطه برایش بسیار سنگین خواهد بود. ولی با پیشرفت بیماری، به امری عادی تبدیل می شود.

    از نظر مراقب، زمانی که اولین بار با این عارضه روبرو می شوید، تعامل با آن و کنترل اعصابتان بسیار مشکل است مخصوصا اگر در محیطی خارج از منزل مثلا فروشگاه، پارک، یا مطب دکتر اتفاق بیفتد.

    بهترین توصیه حفظ خونسردی و برگزار کردن جریان به شوخی است. با توهین و اعتراض و درگیری، مشکل را بسیار بزرگتر از آنچه که هست تبدیل می کنید.

    خواهش می کنم سه مقاله زیر را که در وبسایت دردآشنا گذاشته ام مطالعه بفرمایید و اگر پرسش دیگری داشتید مطرح کنید.

    بی اختیاری: تعریف و دلایل بروز
    http://dardashna.ir/?p=401
    بی اختیاری: مراقبت و سازشگری
    http://dardashna.ir/?p=411
    بی اختیاری: مراقبتهای بهداشتی
    http://dardashna.ir/?p=422


    ا.

    اظهر نظر مراقبی دیگر

    یکی از تجربیات خودم در مورد بیمارم مشکلات عدیده در خصوص پوشاک کردن و نگهداری بیمار بود . بیمارم دایما دستش را داخل پوشاک میکرد و ……که واقعا غیر قابل تحمل بود که با همفکری بچه هام بعد از پوشاک نمودن مایوی پا دار ورزشی تنش میکنم و دیگه نمی تونه دست به پوشاکش بزه و بهداشت دست و ناخن اش هم بیشتر رعایت میشه .


    اظهار نظر دردآشنا:

    .

    تشکر می کنم از توجه تون. دقیقا این مطالبی است که بکار سایر مراقبین میاد.

    یک راه دیگر هم برای جلوگیری از دسترسی بیمار به داخل شلوارش این است که از لباس های سر هم مانند لباس کار کارگران مکانیک استفاده کنیم. بهتر است بالا تنه اش بصورت سارافون بندی باشه که در آوردن و پوشیدنش آسان باشد.



    آخرین ویرایش: پنجشنبه 22 شهریور 1397 11:26 ب.ظ
    ارسال دیدگاه
  • مهدی صمدانی شنبه 26 خرداد 1397 03:36 ب.ظ نظرات ()

    پرسش و پاسخ زیر را از آرشیو دردآشنا برایتان انتخاب کردم. 

    بی اختیاری از عوارضی است که معمولا برای همه بیماران مبتلا به فرسایش مغز اتفاق می افتد و در ابتدا برای بیمار و همچنین مراقب او بسیار استرس آور و دردناک است. اکثر مراقبین برای این عارضه آمادگی ندارند و با برخورد غلط با عزیزانشان، بر اضطراب طرفین بشدت می افزایند. به این مطلب بیشتر خواهیم پرداخت.  


    #راهکارها 
    #بی_اختیاری
    #حرمت_بیمار

    .

    سلام 
    ازاینکه عضو این گروه شدم
    تا شاید برای مادرم مثمر ثمرباشم ممنون
    مادر من الان بیشتره ده ساله که به این بیماری مبتلا شده
    دو ساله که بی اختیاری داره
    وبرای پوشک عوض کردنش واقعا مشکل داریم نمیزاره نزدیکش بریم
    به زحمت زیاد باید عوضش کرد
    بعضی مواقع هم یک روز کامل رومبلش میشینه وبه هیچ عنوان بلند نمیشه میشه راهنمایی بفرمایید
    چکارکنیم که سازگارتر باشه
    البته خواهرم ازش خیلی خوب ازش مراقبت میکنه

    .
    با درود به خانم … و سایر دوستانی که اخیرا به ما پیوسته اند. متاسفم نیاز داشتید عضو این گروه شوید.

    با توجه به اینکه بیش از ده سال از شروع بیماری مادرتان می گذرد به نظر می رسد که پیشرفت بیماری ایشان کند است. این دوران را گرامی بدارید و حد اکثر استفاده را از لحظات ببرید.

    ظاهرا ایشان درک و شناختشان هنوز خوب است. مسئله دستشویی رفتن انسان یکی از خصوصی ترین فعالیتهای روزانه ماست. فرزند شما ممکن است از سن 3 یا 4 سالگی مایل نباشد در زمان قضای حاجت شما در دستشویی حضور داشته باشید. عزیزان بیمار ما هم به همین ترتیب از این کار بشدت اکراه دارند.

    راهکار درست این است که اعصابشان تحریک نشود و احساس نکنند شما می خواهید کاری بر خلاف میلشان انجام دهید. می توانید به روش زیر عمل کنید:

    با لبخند به بیمار نزدیک شوید
    با صدایی که برای بیمار قابل شنیدن است حضور خودتان را آگهی دهید
    از روبرو به بیمار نزدیک شوید که در دید مستفیم ایشان قرار بگیرید
    کنار مبل ایشان زانو بزنید
    دستتان را برای دست دادن بطرف بیمار بیاورید و کف دست رو به بالا
    ایشان دستشان را در دست شما می گذارند
    سلام و احوال پرسی کنید. عینا مانند اینکه هفته های متمادی او را ندیده اید. بگویید از اینکه با شما هستم بسیار خوشحالم. 
    دستتان را از حالت دست دادن بچرخانید درست مانند کسانی که می خواهد مچ بگیرند و زور آزمایی کنند. در این حالت می توانید به مدت طولانی دست در دست هم بمانید.
    ژشت از جا بلند شدن بگیرید و کمک کنید بیمار بلند شود.
    اصلا را جع به دستشویی صحبت نکنید. 
    اهسته بطرف مقصد راه بروید. 
    باکمک همان دست که در دست شماست سعی کنید شلوار او را پایین بدهید بطوری که بیمار تصور کند خودش این کار را انجام می دهد.
    آرام باشید و حوصله بخرج دهید. اگر بیمار احساس کند عجله یا اضطراب دارید به اشکال برخورد خواهید کرد.
    با شوخی و خنده با قضیه برخورد کنید. روحیه شاد در موفقیتتان بسیار موثر است.
    با تمرین و تکرار این روش یواش یواش استاد خواهید شد.
    موفق باشید.

    کلیپ آموزشی که بیشتر این مطالب را بشما نشان می دهد چندی قبل در آپارات بارگزاری کردم. با مشاهده آن بهتر با این روش آشنا خواهید شد. برای دیدن این کلیپ از لینک زیر استفاده کنید: https://www.aparat.com/v/Mwial

    آخرین ویرایش: پنجشنبه 22 شهریور 1397 11:26 ب.ظ
    ارسال دیدگاه
  • مهدی صمدانی جمعه 25 خرداد 1397 04:20 ب.ظ نظرات ()


    با درود به مراقبین عزیز،

    پرسش و پاسخ زیر را از آرشیو دردآشنا برایتان انتخاب کردم.

    بی اختیاری از مشکلات تقریبا تمامی بیماران فرسایش مغز بویژه در اواخر مرحله دوم و در مرحله  سوم بیماری می باشد. راههای سازشگری با آن اکثرا مراقبتی و غیر دارویی است. بعضی مراقبین، به دلایل متفاوت از جمله نگرانی از زخم بستر یا راحتی کار برای بیمار سوند ادراری می گذارند. آیا این روش درست است یا باید با مشکلات مربوطه بطریق دیگری برخورد کرد؟


    #سوند_ادراری

    سلام 
    از خدمت دوستانی كه تجربه دارند سوالی داشتم
    برای بیماری كه قادر به راه رفتن نیست و بی اختیاری ادرار و مدفوع دارد داشتن سوند ادراری به طور مستمر پیشنهاد میشود؟ 
    مادر من سه ماهه كه درگیر رختخواب شده اند وقادر به راه رفتن نیستند از ترس زخم بستر برای ایشان سوند گذاشته شد
    ولی در یك ماه اخیر انقدر مشكلات داشتن علاوه بر عفونت ادراری به دلیل رسوبات زیاد ادراری دایما سوند می گرفت و مجبور به تعویض بودیم كه نهایتا من تصمیم گرفتم كه سوند را بردارم چون ترسیدم مشكلات بیشتر ایجاد كند .و هر دو ساعت یكبار زمانی كه ایشان را روی تخت جابجا می كنم سعی می كنم ایشان را تعویض كنم و ازكرمهای AD و … كه برای كودكان استفاده میشه برای چرب كردن استفاده می كنم كه یك وقت دچار زخم بستر نشوند.
    میخاستم بدونم تصمیم درستی گرفتم كه سوند را برداشتم؟

    پاسخ دردآشنا
    سلام. من امیدوارم آقای دکتر ریانی مدیر دانشکده پرستاری کرمان هم به شما پاسخ تکمیلی بدهند.  پیگیری می کنم.
    به باور من شما کار درستی انجام دادید. همسر من هم به عفونت ادرار مکرر دچارند. با متخصص صحبت کردم و ایشان برای اطمینان از خالی شدن کامل مثانه توصیه کردند موقتا سوند بگذاریم. عرض کردم سوند مشکل عفونت را مضاعف می کند. جواب دادند درست می گویید. به ایشان گفتم این ریسک را حاضر نیستم بپذیرم.

    زخم بستر، بی اختیاری، و درگیر رختخواب بودن مشکل بزرگی است. چند توصیه:

    ایشان را هر دو ساعت یکبار پهلو به پهلو کنید
    با صابون گلیسرینه حد اقل یکبار در روز شستشو کنید
    باسن ایشان و نقاطی که تحت فشار است را به دقت و به دفعات کنترل کنید. زخم دفعتا شروع می شود و بسرعت پیشرفت می کند
    از پماد اکسید زینک استفاده کنید. 
    از تشک مواج استفاده کنید  
    موقع بلند کردن بیمار از تخت او را کش و واکش ندهید.
    ویدیوی آموزشی انتقال بیمار از تخت به ویلچر را ببینید: https://www.aparat.com/v/MbiNY
    مقاله زخم بستر را مطالعه نمایید:  
    http://dardashna.ir/?p=1801


    همسر من هم تقریبا در همین وضع است. ما او را حد اکثر دو ساعت در ویلچر می نشانیم یا می خوابانیم و دو ساعت بعد او را در تختخواب و به پهلو می خوابانیم تا فشار مستمر به یک نقطه از بدن او را به حد اقل برسانیم. بعلاوه، هر نیم ساعت شرت او را کنترل می کنیم و اگر نوارش خیس بود تعویض می کنیم. 
    موفق باشید.

    اظهار نظر آقای دکتر ریانی:
    با سلام و عذر خواهى ازتاخیر در پاسخ به استحضار میرسانم كه سوندادرارى  چون جسم خارجى است عفونت راتشدید مى كند و روشى براى مشكلات كوتاه مدت است وبراى طولانى مدت روش مناسبى نیست . ناچار باید ازروشهاى غیر تهاجمى چون تعویض مرتب استفاده كرد تمام موارد توصیه شده جناب صمدانى قطعا راهگشاست. حفظ بهداشت مددجوخطر عفونت راكاهش مى دهد . در مراقبت از عزیزتان خداوند یاورتان باشد
    آخرین ویرایش: پنجشنبه 22 شهریور 1397 11:26 ب.ظ
    ارسال دیدگاه
تعداد صفحات : 2 1 2